|
خدا یار من است |
|
درکودکی چشم به راه خدا و در بزرگی ،همچون اسبی لگام گسیخته دور از خدا.براستی چرا؟ |
برایت دعا میکنم ای کاش خدا از تو بگیرد، هر آنچه را که خدا را از تو میگیرد. دکتر شریعتی
+ نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1387ساعت 2:18 قبل از ظهر توسط بردیا |
همین الان از معبودت یه چیزی بخواه و برام پیام بذار
+ نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت 3:52 قبل از ظهر توسط بردیا |
+ نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت 3:40 قبل از ظهر توسط بردیا |
هر شب نگرانیهایم را به خدا میگویم ... به هرحال او تمام شب بیدار است و بهترین شنونده و رازدارترین رازداران است!!!!
+ نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت 3:27 قبل از ظهر توسط بردیا |
تصمیمات خداوند مرموزند اما همواره به نفع ما هستند
+ نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت 3:20 قبل از ظهر توسط بردیا |
برای دومین سال متوالی وبلاگ شما در بین 100 وبلاگ برتر نظر سنجی پرشین بلاگ قرار دارد از شما دعوت میکنیم در مراسمی که به همین مناسبت برای تقدیر از وبلاگ نویسان برتر ترتیب داده شده است شرکت فرمائید . برای ثبت نام و دریافت اطلاعات بیشتر می توانید از روز یکشنبه یازدهم خرداد بین ساعات 16 تا 20 با تلفن های زیر تماس خاصل فرمایید . سپاس از همه اهورایی ها
تاریخ برگزاری 23 خرداد ماه
محل برگزاری دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
ساعت : 16 الی
+ نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 4:53 قبل از ظهر توسط بردیا |
روي هر پله اي که باشي خدا يک پله از تو بالا تر است نه به خاطر اين که خداست به خاطر اين که دستت را بگيرد
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 1:57 قبل از ظهر توسط بردیا |
سال نو مبارک معبودا در این سال جدید جز تو هیچ نخواهم که تو خود همه چیز هستی
+ نوشته شده در جمعه 2 فروردین1387ساعت 3:59 قبل از ظهر توسط بردیا |
خداوندا به بزرگی گناهانم آگاهم، اما.......به این باورم هم ایمان دارم که ، معبودم تو بسیار بزرگتر از گناهان منی . بسیـــــــــار بزرگتـــــــــــــــــــــــر.
بازآ، بازآ، هرآنچه هستی بازآ
+ نوشته شده در جمعه 2 فروردین1387ساعت 3:55 قبل از ظهر توسط بردیا |
موعظه هاي خداوند متعال : خداوند به حضرت موسي خطاب فرمود : من سه كار نسبت به تو مي كنم تو نيز در مقابل سه عمل انجام ده . گفت آن ها چيست ؟ فرمود : من نعمت هاي فراوان بي منت به تو داده ام , تو هم اگر به كسي چيزي دادي منت مگذار, من عذر و توبه ترا مي پذيرم هرچند نافرماني بسيار كرده باشي , تو نيز عذر جفاكاران را بپذير , من عمل فردارا امروز نخواهم , تو هم امروز روزي فردا را مخواه
+ نوشته شده در جمعه 10 اسفند1386ساعت 0:32 قبل از ظهر توسط بردیا |
زني بود با لباسهاي كهنه و مندرس و نگاه مغموم. وارد خواربارفروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست كمي خواروبار به او بدهد. به نرمي گفت: شوهرش بيمار است و نميتواند كار كند و 6 بچهاش بيغذا ماندهاند. صاحب مغازه با بياعتنايي محلش نذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون كند. زن نيازمند درحالي كه اصرار ميكرد، گفت: آقا شما را به خدا، به محض اينكه بتوانم پول را ميآورم. مغازهدار گفت نسيه نميدهد. مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاده بود و گفتگوي آنها را ميشنيد، گفت: ببين خانم چي ميخواد،خريد خانم با من! .....خواربارفروش با اكراه گفت لازم نيست خودم ميدهم. ليست خريدت كو؟ زن گفت:اينجاست...... مغازهدار گفت ليست را بگذار روي ترازو و به اندازه وزنش هر چه خواستي ببر . زن با خجالت يك لحظه مكث كرد و از كيفش تكه كاغذي درآورد و چيزي رويش نوشت و آن را روي كفه ترازو گذاشت. همه با تعجب ديدند كفه ترازو پايين رفت. خواربار فروش باورش نشد. مشتري از سر رضايت خنديد . مغازه دار باناباوري شروع به گذاشتن جنس در كفه ديگر ترازو كرد. كفه ها برابر نشدند. آنقدر جنس گذاشت تا اينكه آن دو كفه برابر شدند . در اين وقت صاحب مغازه با دلخوري و تعجب تكه كاغذ را برداشت تا ببيند روي آن چه نوشته است .
كاغذ ليست خريد نبود، دعاي زن بود كه نوشته بود
(اي خداي عزيزم! تو از نياز من باخبري خودت آن را برآورده كن)
مغازهدار با بهت جنسها را به زن داد و همان جا ساكت و متحير خشكش زد. زن
خداحافظي كرد و رفت..... مشتري يك اسكناس باارزش به مغازهدار داد و گفت:
فقط خداست كه ميداند وزن دعاي پاك و خالص چقدراست …
دعا بهترين هديه رايگاني است كه ميتوان به هر كس داد و پاداش بسيارگرفت.
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 1:56 قبل از ظهر توسط بردیا |
تولد تولد تولدت مبارک وبلاگ خدا یار من است با لطف بیکرانش یکساله شد این جشن رو به شما خدا دوستان تبریک میگم یه چیزی هم شما بگید
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 1:43 قبل از ظهر توسط بردیا |
کودک نجوا کرد : خدايا با من حرف بزن. مرغ دريايي آواز خواند ؛ کودک نشنيد.
سپس کودک فرياد زد : خدايا با من حرف بزن. رعد در آسمان پيچيد ؛ اما
کودک گوش نداد. کودک نگاهي به اطرافش انداخت و گفت : بگذار ببينمت.
ستاره اي درخشيد ولي کودک توجه نکرد. کودک فرياد زد : خدايا به من
معجزه اي نشان بده. و يک زندگي متولد شد ؛ اما کودک نفهميد. کودک با
نااميدي گريست. خدايا با من در ارتباط باش. بگذار بدانم اينجايي. بنابر اين خدا
پايين آمد و کودک را لمس کرد. ولي کودک ؛ پروانه را کنار زد
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 1:29 قبل از ظهر توسط بردیا |
كوهنوردي مي خواست بلندترين قله را فتح كند .بالاخره بعد از سالها آماده سازي خود، ماجراجويي اش را آغاز كرد. اما از آنجايي كه آوازه ي فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود. ما بارها در شرايطي قرار مي گيريم که بايد رها کنيم تا خدا ما را نجات دهد . شايد رها کردن يکي از سخت ترين آزمونهاي زندگي باشد ... ايمان به اينکه زندگي هرگز به ما اجازه ي سقوط و پسرفت نمي دهد اگر به آن اعتماد کنيم .........گاهي به نظر مي رسد در حال از دست دادن چيزي با ارزش هستيم و محکم به آن مي چسبيم و ميارزه مي کنيم در حالي که همه ي نشانه ها حاکي از آن است که بايد رها کنيم ......با رها کردن و بريدن طناب به نيرويي برتر فرصت مي دهيم تا به ما کمک کند و يا چيزي بهتر به
او شروع به بالا رفتن از قله كرد ،اما دير وقت بود و به جاي چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اينكه هوا تاريك تاريك شد.
سياهي شب بر كوهها سايه افكنده بود وكوهنورد قادر به ديدن چيزي نبود . همه جا تاريك بود .ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند و او هيچ چيز نمي ديد .
در حال بالا رفتن بود ،فقط چند قدمي با قله فاصله داشت كه پايش لغزيد و با شتاب تندي به پايين پرتاب شد .در حال سقوط فقط نقطه هاي سياهي مي ديد و به طرز وحشتناكي حس مي كرد جاذبه ي زمين او را در خود فرو مي برد . همچنان در حال سقوط بود ... و در آن لحظات پر از وحشت تمامي وقايع خوب وبد زندگي به ذهن او هجوم مي آورند.
ناگهان درست در لحظه اي كه مرگ خود را نزديك مي ديد حس كرد طنابي كه به دور كمرش بسته شده ، او را به شدت مي كشد
ميان آسمان و زمين معلق بود ... فقط طناب بود كه او را نگه داشته بود و در آن سكوت هيچ راه ديگري نداشت جز اينكه فرياد بزند : خدايا كمكم كن ...
ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي خواهي ؟
- خدايا نجاتم بده
- آيا يقين داري كه مي توانم تو را نجات دهم ؟
- بله باور دارم كه مي تواني
- پس طنابي را که به كمرت بسته شده قطع كن ...
لحظه اي در سكوت سپري شد و كوهنورد تصميم گرفت با تمام توان اش طناب را بچسبد .
فرداي آن روز گروه نجات گزارش دادند كه جسد يخ زده كوهنوردي پيدا شده ... در حالي كه از طنابي آويزان بوده و دستهايش طناب را محكم چسبيده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از سطح زمين ...
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 1:20 قبل از ظهر توسط بردیا |
کلاغ و طوطي هر دو سياه و زشت آفريده شدند طوطي شکايت کرد و خداوند او را زيبا کرد ولي کلاغ گفت : هر چه از دوست رسد نيکوست و نتيجه آن شد که مي بيني . طوطي هميشه در قفس کلاغ هميشه آزاد
+ نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 2:35 قبل از ظهر توسط بردیا |
الهی رزق و روزی ام را سپاس - توانگری الهی را سپاس .
الهی فرزندان صالح و سالمم را سپاس - دوستان خوبم را سپاس.
الهی تحول امروزم را سپاس - میل به تحولم را سپاس .
الهی این شوق درونی را سپاس - تولد جدیدم را سپاس.
الهی توفیق سپاسگذاری خدای عاشقان را سپاس.
+ نوشته شده در سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 2:2 قبل از ظهر توسط بردیا |
خبر خبر از همین حالا دست به کار بشین و یه نامه کوتاه برای خدا بنویسین فقط یک هفته وقت دارین همین پایین کلیک کن و نامتو بنویس بهترین نامه ها به اسم خودتون اینجا گذاشته میشه بدو که خدا منتظره بدو
+ نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 6:55 بعد از ظهر توسط بردیا |
خداوندا! اگر بخواهم آنچه در ذهن دارم با تو بگويم، هزاران جلد کتاب مي شود ولي آنچه در دل دارم يک جمله بيش نيست: دوستت دارم
+ نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط بردیا |
در جهان خدا هيچ اشتباهي روي نميدهد و هيچ رويدادي تصادفي نيست. هيچ کسي بهسويت نميآيد، مگر آنکه هديهاي را براي تو به ارمغان آورد. چه شاکر باشي يا نباشي، خدا نعمت را براي تو ميفرستد
+ نوشته شده در دوشنبه 21 آبان1386ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط بردیا |
آسمان پر زد، سبک؛ و سنگ پشت رو به خدا کرد و گفت : این عدل نیست، این عدل نیست. کاش
پشتم را این همه سنگین نمی کردی، من هیچگاه نمی رسم، هیچگاه... و در لاک سنگی خود خزید
به نیت نا امیدی.
خدا سنگ پشت را از روی زمین بلند کرد. زمین را نشانش داد. کره ای کوچک بود. و گفت : نگاه کن،
ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس نمی رسد. چون رسیدنی در کار نیست،فقط رفتن است. حتی اگر اندکی.
و هر بار که می روی رسیده ای و باور کن انچه بر دوش توست تنها لاکی سنگی نیست، تو پاره ای از
هستی را بر دوش می کشی. پاره ای از مرا.
خدا سنگ پشت را بر زمین گذاشت. دیگر نه بارش چندان سنگین بود و نه راه ها چندان دور؛ سنگ
پشت به راه افتاد و گفت : رفتن؛ حتی اگر اندکی. و پاره ای از «او» را بر دوش کشید.
عرفان نظر آهاری
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 9:48 قبل از ظهر توسط بردیا |
ازخدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جواب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز . شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگي کني
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 9:30 قبل از ظهر توسط بردیا |
رسوا خدا ( صلی الله علیه و اله ) در شب معراج از خداوند سوال كرد : ای خدای متعال ! كدام اعمال افضل است ؟ خداوند فرمود :در نزد من هیچ عملی با فضیلت تر از این دو چیز نیست كه بنده ام بر من توكل كند و به هر چیز كه من برایش قسمت كرده ام راضی باشد ( كلیات حدیث قدسی، انتشارات دهقان جاپ دوم سال 1378، ص 400) یا حق
+ نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط بردیا |
روزی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و اله ) شیطان را دید كه خیلی ضعیف و لاغر شده است . حضرت از او پرسید : چرا به این روز افتاده ای ؟ شیطان گفت : ای رسول خدا ! از دست امت تو رنج می برم و در زحمت بسیار هستم . پیامبر فرمود : مگر امت من با تو چه كرده اند ! شیطان گفت : ای رسول خدا ! امت شما شش خصلت دارند كه من طاقت دیدن و تحمل این خصائص را ندارم . اول هر وقت به هم می رسند سلام می كنند . دوم : با هم مصافحه می كنند . سوم : هر كاری را كه می خواهند انجام دهند ان شاء الله می گویند .چهارم : از گناه استغفار می كنند . پنجم : تا نام شما را می شنوند صلوات می فرستند . ششم : ابتدای هر كاری بسم الله الحمن الرحیم می گویند ( كشكول ممتاز ص 426)
+ نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386ساعت 11:11 قبل از ظهر توسط بردیا |
از خدا پرسيدم خدايا چه چيزي تو را ناراحت ميکند خداوند فرمودند : هر وقت بنده اي با من سخن ميگويد چنان به حرفهاي او گوش ميدهم که گويي به جز او بنده ديگري ندارم ولي او چنان سخن مي گويد که انگار من خداي همه هستم الا او
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط بردیا |
سلام به همه خداییا یه جواب دلی به این سوال بدید. ایا شما خدا رو دوست میدارید؟؟؟پس چرا این همه گناه؟؟؟ منتظرما تو رو خدا یه کوچولو جواب بده
+ نوشته شده در دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط بردیا |
به جای گله كردن از بخت و اقبال بد یا متوسل شدن به خرافات جاهلان برای دست یافتن به خوشبختی باید كمر همت را محكم كرد و پیروزی خود را با اراده ای قوی و با یاد خدا از دل سنگ بیرون آورد.
+ نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط بردیا |
مگر از زندگی چه می خواهید كه در خدایی خدا یافت نمیشود؟
+ نوشته شده در جمعه 5 مرداد1386ساعت 7:12 بعد از ظهر توسط بردیا |
خدا با ما بوددددددددددددددددد سلام به همه ی عزیزانی که در این مدت کوتاه با خواندن و ارسال عاشقانه های زیبایشان ودادن امتیاز به این وبلاگ اینجانب را یاری کردند این موفقیت را حاصل لطف همان خدایی که یار همه ی ماست و همراهی شما عزیزان میدانم سپاس مرا پذیرا باشید
نویسنده محترم وبلاگ اهورایی
احتراما از شما دعوت می شود در مراسم جشن پنجمین سال فعالیت پرشین بلاگ که به منظور تقدیر از وبلاگ نویسان برتر در تاریخ چهارم مرداد ماه برگزار می گردد شرکت فرمائید.شایان ذکر است سایت شما در جمع کاندیدهای اعطای جایزه می باشد .
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 10:33 بعد از ظهر توسط بردیا |
گفتم : هیشكی نمیدونه تو دلم چی میگذره. گفتم: غیر از تو كسی رو ندارم.
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::. 
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیكتریم (ق/16): 
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی!
گفتی: فاذكرونی اذكركم .:: منو یاد كنید تا یاد شما باشم (بقره)
+ نوشته شده در شنبه 30 تیر1386ساعت 1:53 بعد از ظهر توسط بردیا |
هر کس خدایش یک مقدار لیاقت دارد . یکی برای خدایش تره هم خرد نمی کند ولی دیگری همه امیالش را برای معبودش زیر پا می گذارد بی منت . یکی خداییش خیلی نمی ارزد و هر کاری کند معامله است و می گوید چرا جواب نمی گیرم . عبادت را با کمیت می سنجند ولی گاهی افرادی یک یا الله می گویند عرش می خندد چون دلشان زنده هست . دل گاهی مرمری است . نمی میرد و خدا می خندد و شاد است که دلی برای زندگی تلاش می کند . خداوند برای هر کس همونقدر وجود داره که اون به خداوند ایمان داره !
+ نوشته شده در جمعه 29 تیر1386ساعت 2:58 قبل از ظهر توسط بردیا |